close
چت روم
اس ام اس های زیبا با موضوع شهادت و دفاع مقدس - سری اول

اس ام اس های زیبا با موضوع شهادت و دفاع مقدس - سری اول

اس ام اس های زیبا با موضوع شهادت و دفاع مقدس - سری اول,اس ام اس های زیبا با موضوع شهادت و دفاع مقدس,اس ام اس زیبا با موضوع شهادت و دفاع مقدس,اس ام اس زیبا,دفاع مقدس,اس ام اس زیبا دفاع مقدس,اس ام اس دفاع مقدس,شهادت,اس ام اس زیبا شهادت,اس ام اس شهادت,اس ام اس,اس ام اس مناسبتی,

اس ام اس های زیبا با موضوع شهادت و دفاع مقدس - سری اول

نقشه سایت

خانه
خوراک

عنوان محصول

توضیحات محصول
قیمت : ---- تومان

عنوان محصول

توضیحات محصول
قیمت : ---- تومان

موضوعات

آمار

    آمار مطالب
    کل مطالب : 353 کل نظرات : 16 آمار کاربران
    افراد آنلاین : 1 تعداد اعضا : 2 آمار بازدید
    بازدید امروز : 9 بازدید دیروز : 11 ورودی امروز گوگل : 0 ورودی گوگل دیروز : 0 آي پي امروز : 1 آي پي ديروز : 8 بازدید هفته : 35 بازدید ماه : 375 بازدید سال : 3,941 بازدید کلی : 98,004 اطلاعات شما
    آی پی : 54.226.36.60 مرورگر : سیستم عامل : امروز : چهارشنبه 21 آذر 1397

    پشتيباني آنلاين

    پشتيباني آنلاين

    آرشیو

    امکانات جانبی

    خرمشهر کیدز

    درباره ما

    خرمشهر کیدز

    پیوندهای روزانه

    تبلیغات

    اس ام اس های زیبا با موضوع شهادت و دفاع مقدس - سری اول

    سلام بر آنهایی که رفتند تا بمانند و نماندند تا بمیرند !

    -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- --

    و تا ابد به آنانکه پلاکشان را از گردن خویش درآوردند تا مانند مادرشان گمنام و بی مزار بمانند مدیونیم …

    -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- --

    به مادر قول داده بود بر می گردد …

    چشم مادر که به استخوان های بی جمجمه افتاد لبخند تلخی زد و گفت :

    بچه م سرش می رفت ولی قولش نمی رفت …

    -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- --

    من می خواهم در آینده شهید بشوم …

    معلم پرید وسط حرف علی و گفت : ببین علی جان موضوع انشا این بود که در آینده می خواهین چکاره بشین ، باید در مورد یه شغل یا کار توضیح می دادی !!! مثلا پدر خودت چه کاره است ؟

    آقا اجازه … شهید …

    -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- --

    گفتند شهید گمنامه ، پلاک هم نداشت ، اصلا هیچ نشونه ای نداشت ؛ امیدوار بودم روی زیرپیرهنیش اسمش رو نوشته باشه …

    نوشته بود : “اگر برای خداست ، بگذار گمنام بمانم”

    -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- --

    ساقی جبهه سبو بر لب هر مست نداد

    نوبت ما که رسید میکده را بست نداد

    حال خوش بود کنار شهدا آه دریغ

    بعد یاران شهید حال خوشی دست نداد

    -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- --

    ای شهدا برای ما حمدی بخوانید که شما زنده اید و ما مرده …

    -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- --

    سری که هیچ سر آمدن نداشت آمد

    بلند بود ولیکن بدن نداشت آمد

    بلند شد سر خود را به آسمان بخشید

    سری که بر تن خود خویشتن نداشت آمد

    -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- --

    هم قد گلوله توپ بود

    گفتن : چه جوری اومدی اینجا ؟

    گفت : با التماس !

    گفتن : چه جوری گلوله رو بلند میکنی میاری ؟

    گفت : با التماس !

    به شوخی گفتن میدونی آدم چه جوری شهید میشه ؟

    لبخندی زد و گفت : با التماس !

    وقتی تکه های بدنشو جمع میکردن ، فهمیدم چقدر التماس کرده !!!

    -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- --

    گردان پشت میدون مین زمین گیر شد ، چند نفر رفتن معبر باز کنن …

    ۱۵ساله بود ، چند قدم که رفت برگشت ، گفتن حتما ترسیده …

    پوتین هاشو داد به یکی از بچه ها و گفت : تازه از گردان گرفتم ، حیفه ، بیت الماله و پا برهنه رفت !


    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی

    تبلیغات

    Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

    ورود کاربران

    نام کاربری :
    رمز عبور :

    » رمز عبور را فراموش کردم ؟

    عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد